معنی خوش برخوردن
4 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ بَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) خوش ملاقات کردن. ملاقات و برخورد از روی بشاشت داشتن. نیک محضر بودن. مقابل بد برخوردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوش برخوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر