معنی خوشی

معنی خوشی

8 بازدید
[ خوَ / خُ ] (حامص) شادی. فرح. سرور. شعف. نشاط. خوشحالی. خرسندی. آسایش. راحت. عشرت. عیش. خرمی. (ناظم الاطباء). خوشدلی. طرب. (یادداشت مؤلف): چنین گفت خرم دلی رهنمای که خوشی گزین زین سپنجی سرای. فردوسی. گرازیدن گور و آهو بدشت برینگونه بر چند خوشی گذشت.فردوسی. چو این روزگار خوشی بگذرد چو پولاد روی زمین بفسرد.فردوسی. بشادی بباش و بنیکی همان ز خوشی مپرداز دل یک زمان.فردوسی. اینت خوشی و اینت آسانی روز صدقه است و بخش و قربانی.فرخی. بدین خرمی و خوشی روزگار بدین خوبی و خرمی شهریار.فرخی. شادی و خوشی امروز به از دوش کنم. منوچهری. هم از بوسه شکر بسیار خوردند هم از بازی خوشی بسیار کردند. (ویس و رامین). و این شهر را سخت دوست داشتی که آنجا روزگار بخوشی گذاشته بود. (تاریخ بیهقی). معروض میدارم این سخن را بخوشی دل. (تاریخ بیهقی). جهان چو روضهٔ رضوان نماید از خوشی هر آنگهی که در او بنگری بعین رضا. سوزنی. در آن مجلس خوشی را باز کردند نوا بر میزبان آغاز کردند.نظامی. تو خوشی جویی درین دار الم دلخوشی این جهان درد است و غم.عطار. نداند کسی قدر روز خوشی مگر روزی افتد به سختی کشی. سعدی (بوستان). - امثال: خوشی آزارش میدهد. خوشی زیر دلش زده. - ناخوشی؛ ناراحتی: - خوشی عیش؛ شادی و آسایش زیست : کنون بدانند از خرمی و خوشی عیش که چون زیند خوش از عدل پادشاه زمان. فرخی. که تا چند ازین جاه و گردنکشی خوشی را بود در قفا ناخوشی.سعدی. || لذت. (یادداشت مؤلف): ایدون فروکشی بخوشی آن می حرام گویی که شیر مام ز پستان همی مکی. کسائی. ز خوشی گیتی چه دارید بهر ز گردون جدا نیست تریاک و زهر. فردوسی. تا بود لهو و خوشی اندر عشق.فرخی. چون شهد و شکر عیشی از خوشی و شیرینی چون ریگ روان جیشی از پری و بسیاری. منوچهری. غلام و جام می را دوست دارم نه جای طعنه و جای ملام است همی دانم که این هر دو حرامند ولیکن این خوشیها در حرام است. منوچهری. آن گل که مر او را بتوان خورد بخوشی وز خوردن آن روی شود چون گل پر بار. منوچهری. || خوبی. نیکویی. بهتری. مقابل بدی. مهربانی. عزت. احترام. بزرگواری : بیامد هم آنگه خجسته سروش بخوشی یکی راز گفتش بگوش.فردوسی. تا هیچ بدی و ناهمواری از او در وجود نیاید بگفتار و کردار الا نیکویی و خوشی. (نوروزنامهٔ خیام). || نیکی. احسان : ز خوشی و خوی خردمندیم بهانه چه داری که نپسندیم.اسدی. || نزهت. سرسبزی. خرمی : یکی شهر دید از خوشی چون بهشت در و دشت و کوهش همه باغ و کشت.اسدی. ز خوشی بود مینوآباد نام چو بگذشت از او پهلوان شادکام.اسدی. || عشوه. ناز: خوب داریدش کز راه دراز آمد با دوصد کشی و با خوشی و ناز آمد. منوچهری. || قشنگی. لطافت. زیبایی : بهار اگر نه ز یک مادر است با تو چرا چو روی تست بخوشی و رنگ و بوی و نگار. فرخی. روز خوش می خور و شب خوش ببر اندر کش دلبر از خوشی و نرمی چو خز ادکن.فرخی. || مقابل درد. مقابل رنج. مقابل ناراحتی. مقابل کسالت. مقابل مرض : همه درد و خوشی تو شد چو خواب بجاوید ماندن دلت را متاب.فردوسی. درستی و هم دردمندی بود گهی خوشی و گه نژندی بود.فردوسی. شما را خوشی جستم و ایمنی نهان کردن کیش اهریمنی.فردوسی. از دلاویزی و تری چون غزلهای شهید وز غم انجامی و خوشی چون ترانهٔ بوطلب. فرخی. جهان ما به مثل می شده ست و ما می خوار خوشیش بسته به تلخی و خرمی به خمار. قمری (از ترجمان البلاغهٔ رادویانی). دوران بقا چو باد صحرا بگذشت تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت. سعدی (گلستان). || مقابل تلخی. شیرینی : تا به تلخی نبود شهد شهی همچو شرنگ تا به خوشی نبود صبر سقوطر چو شکر. فرخی. || ملایمت. آرامش. صفا. (یادداشت مؤلف): گر ز آنکه جرم کردم کاین دل بتو سپردم خواهم که دل بر تست تو باز من سپاری دل بازده بخوشی ورنه ز درگه شه فردات خیلتاشی ترک آورم تتاری. منوچهری. به شیرین زبانی و لطف و خوشی توانی که پیلی به مویی کشی. سعدی (گلستان). چو با سفله گویی بلطف و خوشی فزون گرددش کبر و گردنکشی. سعدی (گلستان). پیش قاضی برد که مهر بده بخوشی نیستت بقهر بده.اوحدی. || عذوبت در آب. (یادداشت مؤلف). || سعادت. (یادداشت مؤلف). || تسلی. (ناظم الاطباء).
(اِ) نام مرغی است. (از ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «خوشی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید