معنی خوشگوشتی
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ ] (حامص مرکب) پاکیزگی گوشت. حلیت گوشت. || مرافقت با مردمان. خوش خلقی. || زود التیام پذیری بدن در مقابل خستگیها و جراحات.
کلمات همقافیه با «خوشگوشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر