معنی خوشگل
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ گِ ] (ص مرکب) قشنگ. هجیر. زیبا. وجیه. شکیل. صبیح. خوبرو. (یادداشت مؤلف). مقابل بدگل. - امثال: خوشگلها در دالان بدگلها گریه می کنند. مبارک خوشگل بود آبله هم درآورد؛ کنایه از بد بدنبال بد آوردن است.
کلمات همقافیه با «خوشگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر