معنی خوشگداز
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ گُ ] (نف مرکب) آنکه به سهولت گدازد. (یادداشت مؤلف): در دست فراق زرگر تو چون نقرهٔ خوش گداز گشتم. سیدحسن غزنوی.
کلمات همقافیه با «خوشگداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر