معنی خوشک
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ ] (اِ) خشک. مقابل دریا. بر: کیست که او شما را ره نماید در تاریکی در دریا و خوشک چون بسفر روید. (تفسیر ابوالفتوح ج ۴ ص ۱۷۳). رجوع به خشک شود.
کلمات همقافیه با «خوشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر