معنی خوشپرگار
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ پَ ] (ص مرکب) خوش قواره. خوش ترکیب. (آنندراج): دور عیش مرکز از پرگار می گردد تمام شد ز خط عنبرین آن خال خوش پرگارتر. میرزا صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خوشپرگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر