معنی خوشوقت گشتن
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ وَ گَ تَ ] (مص مرکب) شاد شدن. مسرور گشتن. (یادداشت مؤلف). || راضی گشتن. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشوقت گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر