معنی خوشه‌چین

معنی خوشه‌چین

6 بازدید
[ شَ / شِ ] (نف مرکب) چینندهٔ خوشه. لاقط. لاقطه. (از یادداشت مؤلف). آنکه پس از درو کردن کشت زار جو و گندم و جمع آوری حاصل، تک خوشه هایی که در آنجا مانده برای خویشتن جمع می کند. (ناظم الاطباء): ز ادراکش عطارد خوشه چین است مگر خود نام خانش خوشه زین است. نظامی. ما خوشه چین خرمن اصحاب دولتیم باری نگه کن ای که خداوند خرمنی.سعدی. ای پادشاه سایه ز درویش وامگیر ناچار خوشه چین بود آنجا که خرمن است. سعدی. عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند کاین کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را. سعدی. خداوند خرمن زیان می کند که با خوشه چین سر گران می کند. سعدی (بوستان). ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه چینی.حافظ. به خرمن دو جهان سر فرونمی آرند دماغ کبر گدایان و خوشه چینان بین.حافظ. تا میتوان ز آبلهٔ دست رزق خورد بهر چه خوشه چین ثریا شود کسی.صائب. || آنکه از حاصل کار یا دانش یا هنر یا خرمن کسی اندکی برگیرد. که از هر جا برای خود چیزی اندوخته کند. ریزه خوار. (ناظم الاطباء): عطا ز خرمن خود میکنم چو صاحب شیر نه خوشه چینم چون کدخدای خرچنگی. اخسیکتی. ای که بهر توشهٔ جان عقل کل خرمن صدق ترا شد خوشه چین.خاقانی. خواجه فرمودند سخن خواجگان است که ما خوشه چین علمائیم. (انیس الطالبین).

کلمات هم‌قافیه با «خوشه‌چین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید