معنی خوشنویس
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ نِ ] (نف مرکب) کسی که خط نیک از روی تعلیم نویسد. (ناظم الاطباء). خطاط. مشاق. (یادداشت مؤلف). که زیبا و خوب نویسد. که در نوشتن خط قواعد خطاطی را نیک بکار برد: آن پنجهٔ کمانکش و انگشت خوش نویس هر بندی اوفتاد بجایی و مفصلی.سعدی. چون عطارد خوش نویس و اعیان محاسبان ضابط چون ادریس. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان).
کلمات همقافیه با «خوشنویس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر