معنی خوشمکان
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ مَ ] (اِ مرکب) مکان خوب. جای نیکو.[ خوَشْ / خُشْ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان جوانرود بخش پاوهٔ شهرستان سنندج واقع در جنوب خاوری پاوه و ۷ هزارگزی راه اتومبیل رو کرمانشاه به پاوه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ خوَشْ / خُشْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان عیسوند بخش برازجان شهرستان بوشهر. واقع در نه هزارگزی جنوب باختری برازجان، کنار راه شوسهٔ بوشهر به شیراز. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ خوَشْ / خُشْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ۴ هزارگزی جنوب اردکان و ۶ هزارگزی باختری شوسهٔ اردکان به شیراز. این ناحیه کوهستانی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). قریه ای است یک فرسنگی جنوبی اردکان فارس. (از فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «خوشمکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر