معنی خوشغلاف
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ غِ ] (ص مرکب) شمشیری که به اندک حرکت از نیام خود بخود بدرآید. (غیاث اللغات): مگو عاشق پس از مردن ز شوق درد یار افتد چو تیغ خوش غلاف از جوش بیرون از مزار افتد. ابوتراب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خوشغلاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر