معنی خوشعلف
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ عَ لَ ] (ص مرکب) هر حیوان بسیارخورنده و اکول. (ناظم الاطباء). ستور که هر علف به مذاق او خوش آید: قاضی شهر بین که چون لقمهٔ شبهه می خورد پاردمش دراز باد این حیوان خوش علف. حافظ. || آدمی که کمیت غذا خواهد نه کیفیت آن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشعلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر