معنی خوشعادت
4 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ دَ ] (ص مرکب) آنکه عادت نکو دارد. خوش رفتار. خوب رفتار: نیکودل و نکونیت است و نکوسخن خوش عادت است و طبع خوش او را و خوش زبان. فرخی.
کلمات همقافیه با «خوشعادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر