معنی خوشسماع
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ سَ ] (ص مرکب) آنکه موسیقی دوست دارد. آنکه آهنگ موسیقی را با اشتیاق می شنود: مشک جعد و مشک خط و مشکناف و مشکبوی خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان. منوچهری. || آنکه کلام دیگری را خوش می شنود. آنکه طاقت شنیدن بحث و گفتار زیاد را دارد.
کلمات همقافیه با «خوشسماع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر