معنی خوشرنگ
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ رَ ] (ص مرکب) هر چیز که دارای رنگ و رونق نیکو و مطبوعی باشد. (ناظم الاطباء): نخلستانی است خوب و خوشرنگ در هم شده همچو بیشهٔ تنگ.نظامی. بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت. حافظ.
کلمات همقافیه با «خوشرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر