معنی خوشراه
5 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ ] (ص مرکب) ستور راهوار. (ناظم الاطباء). اسب خوش رفتار. اسب مطیع و خوب رو. اسب غیرحرون و تندرو. || طعام لذیذ و نرم. (لغت محلی شوشتری). || کنایه از معشوق با غنج و دلال. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی).
کلمات همقافیه با «خوشراه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر