معنی خوشدل

معنی خوشدل

7 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ دِ ] (ص مرکب) بانشاط. شادان. مسرور. مقابل غمین. مقابل غمگین : چون به خانه آید خوشدل باشد و چون به صحرا رود اندوهگین بود. (قصص الانبیاء). با دوستان تو خوشدل و مر دشمنانت را درمانده گشته با غم و بی غمگسار دل. سوزنی. یک رادمرد خوشدل و خندان نیافتم. خاقانی. نه حواری صفت است آنکه ازو اسقفان خوشدل و عیسی دژم است.خاقانی. تو خوشدل باش و جز شادی میندیش که من یکدل گرفتم کار در پیش.نظامی. جهان خسرو که سالار جهان بود جوان بود و عجب خوشدل جوان بود. نظامی. بتو خوشدل دماغ مشک بیزم ز تو روشن چراغ صبح خیزم.نظامی. جریدهٔ گنهت عفو باد و توبه قبول سپید نامه و خوشدل بعفو بارخدای.سعدی. سپاهی که خوشدل نباشد ز شاه ندارد حدود ولایت نگاه.سعدی (بوستان). نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی. حافظ. - خوشدل شدن؛ بانشاط شدن. مسرور شدن. - خوشدل کردن؛ شاد کردن. مسرور کردن : خواند سرهنگ را و خوشدل کرد دست در گردنش حمایل کرد.نظامی. بتعلیم او بیشتر برد رنج که خوشدل کند مرد را پاس گنج.نظامی. - خوشدل گشتن؛ خوشدل شدن. مسرور گشتن : من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند.حافظ. - خوشدل نشستن؛ مسرور نشستن. بانشاط نشستن : همه بجای خویش ایمن و خوشدل بنشینید که کس را با کسی کاری نیست. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ سعید نفیسی). تو سرمست و سر زلف تو در دست اگر خوشدل نشینم جای آن هست.نظامی. درین محمل کسی خوشدل نشیند که چشم زاغ پیش از پس ببیند.نظامی. || (ق مرکب) در حال نشاط و سرور. || (ص مرکب) پاکدل. پاک نیت. پاک درون : بوزارت نشسته خوشدل و شاد وز امارت نگشته عزل پذیر.سوزنی. حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «خوشدل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید