معنی خوشخیالی
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ خَ / خیا ] (حامص مرکب) عمل خوش خیال. خوب دلی. مقابل بدخیالی. || غفلت و بی پروایی و بی فکری. || سماجت: خوش خیالی گرفته فلانی؛ دنه گرفته او را. دنگش گرفته. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشخیالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر