معنی خوشخدمت
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ خِ مَ ] (ص مرکب) آنکه در انجام خدمت کوتاهی نکند. کنایه از مطیع. کنایه از پرکار و کاردان که کارها را موافق سلیقهٔ صاحبکار انجام دهد. || کنایه از متملق. چاپلوس.
کلمات همقافیه با «خوشخدمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر