معنی خوشبرخورد
[ خوَشْ / خُشْ بَ خوَرْدْ خُرْدْ ] (ص مرکب) خوش معاشرت. خوش محضر. آنکه به وقت ملاقات رو خوش نشان دهد. نیک محضر. || کنایه از بشاش. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشبرخورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر