معنی خوستن
6 بازدید
[ خوَسْ / خُسْ / خو تَ ] (مص) پرسیدن. سؤال کردن. پرسش کردن. استفسار کردن. (ناظم الاطباء).[ خوَسْ / خُسْ تَ ] (مص)خواستن. (یادداشت مؤلف). خواهیدن : گر جاه و آبروی خوهی معصیت مورز از طاعت خدای طلب آبروی و جاه. سوزنی. شاها مترس خون ستمکاره ریختن می ریز بی محابا خوه شای و خوه مشای. سوزنی. گر می بخوهی کشت چه امروز و چه فردا ور داد خوهی داد چه فردا و چه امروز. سوزنی. خواه اسب وفا زین کن و زی مهر رهی تاز خوه تیغ جفا آخته کن کین ز رهی توز. سوزنی. تا از بت و از می سخن انگیزد شاعر می خوه ز بتان ختن و تبت و قرقیز. سوزنی.
کلمات همقافیه با «خوستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر