معنی خوزیخوار
6 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) خورندهٔ گوشت کوفته شده. (ناظم الاطباء). || دیوث. کسی که معاش وی از اعمال ناشایستهٔ زنش بگذرد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). غلتبان : یکیش خام طمع خوانَد و یکی بدنفس یکی کلنگی گوید یکی چه خوزیخوار. کمال اسماعیل.[ خوا / خا ] (نف مرکب) خورندهٔ گوشت کوفته شده. (ناظم الاطباء). || دیوث. کسی که معاش وی از اعمال ناشایستهٔ زنش بگذرد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). غلتبان : یکیش خام طمع خوانَد و یکی بدنفس یکی کلنگی گوید یکی چه خوزیخوار. کمال اسماعیل.
کلمات همقافیه با «خوزیخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر