معنی خوز

معنی خوز

6 بازدید
[ خَ ] (ع اِ) دشمنی. خصومت. عداوت. || (مص) دشمن داشتن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (اقرب الموارد).
[ ] (اِ) نی شکر. (برهان قاطع). در حاشیهٔ برهان قاطع آمده است: نیشکر را بدان جهت خوز می گویند که در خوز (خوزستان) فراوان یافت میشود(؟).
[ ] (اِ) این کلمه در نوشتهٔ ابن بیطار و محمدبن زکریای رازی و ابن سینا بسیار آمده است و آنرا گاهی بصورت تذکیر چون «قال الخوز» و گاه بصورت تأنیث چون «قالت الخوز» آورده اند. شاید نام کتابی بوده بنام «فلاحةالخوزیه» مانند «فلاحةالرومیة» و «فلاحةالنبطیة» و یا بنام طب الخوز که طرق پزشکی مردم خوزستان یا مدرسهٔ جندیشاپور واقع در خوزستان را بیان می کرده : قالت الخوز سمن البقر یمنع سم الافاعی من الوصول الی القلب. (ابن البیطار در کلمهٔ سمن). قالت الخوز انها نقیب الحصاء الکلی. (قانون بوعلی سینا مقالهٔ مفردات چ طهران ص ۱۶۲). قالت الخوز انه [ ای السوندا ] بار در طب. (ابن البیطار). قالت الخوز انه [ الخرع ] ابلغ الملینات. (ابن البیطار).
[ ] (اِخ) نام کویی است به اصفهان. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). منه: سکةالخوز. و از این محلت است احمدبن حسن خوزی. (یادداشت بخط مؤلف).
[ ] (اِخ) نام ولایتی است بفارس. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). منه: شعب الخوز. نام ولایتی است بفارس که شکر خوب در آنجا شود و شوشتر اعظم بلاد آن ولایت است. (برهان قاطع) (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). خوزستان. رجوع به خوزستان شود. || نام دیگر جندیشاپور است و آنرا پیل آباد و بسریانی بیت لاباط می گفتند. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «خوز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید