معنی خوریان
6 بازدید
(اِخ) قریه ای است در یک فرسنگ و نیمی جنوبی سمنان که در حدود ده دوازده خانوار سکنه دارد. چاه نفط در پنج هزارگزی جنوبی این قریه است. (یادداشت مؤلف). نام مزرعه ای است از دهستان علای بخش مرکزی شهرستان سمنان، واقع در ۱۱هزارگزی جنوب خاوری سمنان. به آنجا معدن نفت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).(اِخ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان شاهرود، واقع در جنوب باختری شاهرود و جنوب شوسهٔ شاهرود به دامغان. این ده با آب و هوای معتدل و ۴۸۰ تن سکنه است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «خوریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر