معنی خوریاد
7 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ خُ ] (اِ) دهقان. روستایی. || (ص) قوی. درشت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خوریاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر