معنی خورکش
5 بازدید
[ خُرْ کُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قنقری پایین (سفلی) بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، واقع در ۸هزارگزی خاور شوسهٔ شیراز به اصفهان. این ده کوهستانی و سردسیر با ۲۵۷ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و حبوبات و میوه می باشد. شغل اهالی زراعت و باغبانی و از صنایع دستی قالی بافی. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «خورکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر