معنی خورک
6 بازدید
[ خَ / خُو رَ ] (اِ) دودکش بخاری بالای بام در تداول مردم شیراز. (یادداشت مؤلف).[ خوَ / خُ رَ ] (ص) (از: خور، مخفف خورنده +َک) خورندهٔ کوچک. - بادخورک؛ آنچه به او باد خورد. آنچه در معرض باد قرار گیرد. - غم خورک؛ بوتیمار که نام مرغکی است و معروفست این حیوان دائم الحزن می باشد.
کلمات همقافیه با «خورک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر