معنی خورپرست
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ پَ رَ ] (نف مرکب) پرستندهٔ خورشید. عابدالشمس. (یادداشت بخط مؤلف): فرویاختی سوی خورشید دست سر خویش چون مردم خورپرست.اسدی. || حربا. خورپا. آفتاب پرست. || گل آفتاب گردان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خورپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر