معنی خورونده
5 بازدید
[ خُرْ وَ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان، واقع در شمال باختری قصبهٔ رزن و شمال باختری دمق. این ده در دامنهٔ کوه قرار دارد با هوای سرد و ۷۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از صنایع دستی زنان قالی بافی. راه مالرو است و در تابستان از دمق می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «خورونده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر