معنی خورهه
7 بازدید
[ خُرْ هَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان پشتکدار بخش حومهٔ شهرستان محلات، واقع در شمال محلات و باختر راه شوسهٔ قم به اصفهان. این ده سردسیر با ۱۵۰۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و رودخانه و محصول آن غلات و بنشن و چغندرقند و بادام و گردو و پنبه و انگور میباشد. شغل اهالی زراعت و کرباسبافی و قالیچه بافی است و نمایندهٔ بهداری و پزشک مجاز و دبستان و صندوق پست دارد. از طریق قریهٔ دودهک که واقع بر سر راه شوسه است می توان اتومبیل برد. در وسط اراضی آثار دو ستون سنگی قدیمی وجود دارد و مزرعهٔ فریجان و محمدآباد جزء این ده است. چند خانوار از ایل خراسانی و زند در حوالی این ده ساکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ خُرْ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، کنار راه مالرو میشله به الیگودرز. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ۴۵۷ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و تریاک و چغندر و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی. راه اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «خورهه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هه» برای سرودن شعر