معنی خورنکه
6 بازدید
[ رَ کَ هْ ] (اِخ) صورتی از خورنگه. (المعرب جوالیقی ص ۱۲۶). رجوع به خورنگه درین لغت نامه و انجمن آرای ناصری ص ۲۸۰ شود.
کلمات همقافیه با «خورنکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر