معنی خورنه
6 بازدید
[ خَ وَ نَ ] (اِخ) خورنق که کوشک بهرام است. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص ۱۵ و ۹۲ شود.[ خُرْ نِ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه، واقع در شمال خاوری کوزران و خاور باوان سردار. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و چغندرقند و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است و در تابستان می توان اتومبیل برد. این دهکده از دو محل بفاصلهٔ دو کیلومتر و معروف به علیا و سفلی تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «خورنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر