معنی خورم
6 بازدید
[ خَ رَ ] (ع اِ) صخره با درزها. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). سنگ بزرگ پرشکاف. (ناظم الاطباء).[ خوَ / خُ رَ ] (ص) خرم. (یادداشت بخط مؤلف). نزیه. (دهار).
کلمات همقافیه با «خورم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر