معنی واژه خورش یافتن
2 بازدید
[ خوَ / خُ رِ تَ ] (مص مرکب) غذا یافتن. طعام یافتن. خوراک یافتن. (یادداشت مؤلف). اقتیات. (منتهی الارب). || قاتق یافتن. ادام یافتن. || بهره یافتن. سود یافتن. منفعت یافتن. (یادداشت مؤلف).