معنی واژه خورش دادن
4 بازدید
[ خوَ / خُ رِ دَ ] (مص مرکب) اغذاء. غذو. تغذیه. عَلْف. اعلاف. (منتهی الارب). طعام دادن. غذا دادن. || قاتق دادن. ادام دادن. || داروهای خاص به چرم دادن برای پیراستن آن. (یادداشت مؤلف).