معنی خورشیدی
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (ص نسبی) منسوب به خورشید: بخورشیدی سریرش هست موصوف بمه برکرده معروفیش معروف.نظامی. - سال خورشیدی؛ مقابل سال هجری. سالی که مدت آن سیصدوشصت وپنج روز و چند ساعت است. || (حامص) پرتوافکنی. (یادداشت مؤلف). || (اِ) گلهای تیرهٔ مخصوصی از گیاهان که در وسط آنها دایره ای از گلهای زرد و در کنارشان اشعه ای از گلهای رنگین است مانند گل آفتاب گردان. (دایرةالمعارف فارسی).[ خوَرْ / خُرْ ] (اِخ) نام شاعری بوده است که بقول رشیدالدین وطواط در حدائق السحر اشعار ذوبحرین منشوری ابوسعید احمدبن محمد سمرقندی را شرح کرده است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خورشیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر