معنی واژه خورشیدچهر
3 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ چِ ] (ص مرکب) خوبروی. جمیل. آنکه چهره چون خورشید دارد. خورشیدچهره. خورشیدرخ. خورشیدرو: بر او آفرین کرد مادر بمهر که برخوردی ای ماه خورشیدچهر. فردوسی. ز شاه سرافراز و خورشیدچهر مهست و بکامش گرایان سپهر.فردوسی. کشیدند با لشکر چون سپهر همه نامداران خورشیدچهر.فردوسی. همانگه گمان برد دختر ز مهر که این است جمشید خورشیدچهر. اسدی (گرشاسبنامه).