معنی خورشیدسواران
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ سَ ] (اِ مرکب) سحرخیزان. شب بیداران. عیسی رتبگان. (از ناظم الاطباء) (از برهان قاطع): سایهٔ خورشیدسواران طلب رنج خود و راحت یاران طلب.نظامی. || فرشتگان. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || مقربان پادشاه. || آنان که بوقت گرما سوار شوند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خورشیدسواران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر