معنی واژه خورد و خواب
1 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دُ خوا / خا ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) خور و خواب. عمل خوردن و خوابیدن : شه آن به بر دانش آرد شتاب نباید که بفْریبدش خورد و خواب.نظامی. مشو چون خر بخورد و خواب خرسند اگر خود گربه باشد دل در او بند.نظامی. چهل روز باشد که بی خورد و خواب ستیزیم با ابر و با آفتاب.نظامی. چو آسود روزی دو شاه از شتاب ستد داد دیرینه از خورد و خواب.نظامی. چو انسان نداند بجز خورد و خواب کدامش فضیلت بود بر دواب. سعدی (بوستان). همه همت من مقصور بر خورد و خواب بود. (انیس الطالبین).