معنی واژه خوردهبین
3 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] (ص مرکب) نکته سنج. باریک بین. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری). || دانا. (شرفنامهٔ منیری). || عیب جوی. (ناظم الاطباء) (شرفنامهٔ منیری). || (اِ مرکب) آلتی از ابصار که هر چیز کوچکی بواسطهٔ آن خیلی بزرگ دیده میشود و ذره بین نیز گویند. (ناظم الاطباء).