معنی واژه خوردن و شکستن
3 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ نُ شِ کَ تَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) عشرت کردن. خوش خوردن. (یادداشت مؤلف): امیر عمرو را دستوری داد تا به خوردن و شکستن مشغول شد. (تاریخ سیستان). گوید از عمر و ز شادی چه بود خوشتر مکن اندیشه ز فردا بخور و بشکن. ناصرخسرو.