معنی خورخوره

معنی واژه خورخوره

2 بازدید
[ خُرْ خُ رِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین، واقع در ۴۱هزارگزی شمال باختری آوج. این دهکده در کوهپایه قرار دارد با آب و هوای سردسیر و ۷۳۲ تن سکنه. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات و سیب زمینی و انگور و زردآلو. شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم بافی و راه مالرو است. ایل شاهسون بغدادی به کوههای این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ خُرْ خُ رَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای شش گانهٔ بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج می باشد. این دهستان در جنوب باختری بخش واقع شده و محدود است از شمال بدهستان نیلکوه، از خاور بدهستان ساران، از جنوب بدهستان سرشیو بخش مریوان، از جنوب باختری بکشور عراق (بطول ۱۵هزارگز)، از باختر به بخش حومهٔ شهرستان سقز. آب و هوای آن نسبت بسایر دهستانهای بخش سردتر و آب قراء آن از چشمه های کوهستانی و رودخانه های متعدد است که سرچشمهٔ رودخانهٔ جغتوچای را تشکیل می دهند. ارتفاعات: بلندترین کوه شمال شهرستان سنندج در وسط این دهستان واقع شده و کوه چهل چشمه نامیده میشود و مرتفعترین قلهٔ آن ۳۴۶۴ گز از سطح دریا ارتفاع دارد. یالها و شعب مختلف کوه چهل چشمه در جهات مختلف کشیده شده و خطالرأس آنها خط طبیعی بخشها و شهرستان محسوب می گردند. یکی از یالهای مرتفع این کوه در جهت باختری برأس درهٔ شیلر و کوه پشت شهیدان متصل می گردد که خطالرأس آن حد طبیعی بین کشور ایران و عراق و دهستان خورخوره و دهستان سرشیو مریوان می باشد. رودخانه ها: چهار رودخانه در چهار درهٔ بزرگ این دهستان به شرح زیر بطرف شمال جاری است و چنانکه گفته شد تشکیل رودخانهٔ جغتوچای را می دهند که به دریاچهٔ ارومیه میریزد: ۱- رودخانهٔ شاه قلعه و آن از دره های خاوری کوه چهل چشمه سرچشمه می گیرد تا حدودی در جهت شمال و از آن ببعد بطرف باختر جاری میشود و در جنوب آبادی مولان آباد به رودخانهٔ اسحاق آباد متصل شده از این ببعد بنام رودخانهٔ خورخوره نامیده میشود و در جهت شمال جریان می یابد و رودخانه های چنارتو و پارسائیان به آن ملحق شده در شمال دهستان فیض اللََّه بیگی به رودخانهٔ چغتو ملحق میشود. ۲- رودخانهٔ اسحاق آباد. این رود از درهٔ باختری کوه چهل چشمه سرچشمه می گیرد، در جهت شمال جریان می یابد و در جنوب آبادی مولان آباد برودخانهٔ شاه قلعه متصل میشود. ۳- رودخانهٔ جغتوچای از ارتفاعات جنوب باختری دهستان (شعب چهل چشمه و کوه هزارمرگه و گردنهٔ هلاکوخان) سرچشمه می گیرد. و در جهت شمال باختری جاری میشود و در حدود آبادی سوته از این دهستان خارج و وارد بخش سقز میشود. ۴- رودخانهٔ چنارتو در شمال که از درهٔ باختری کوه حاجی سید سرچشمه می گیرد و بطرف باختر جریان می یابد و در شمال آبادی خورخوره برودخانهٔ خورخوره منتهی می گردد. کلیهٔ آبادی های این دهستان در طول دره های مذکور واقع شده است و محصول عمده آن غلات و لبنیات و توتون و محصول دامی از قبیل پوست و پشم گوسفند و حبوباتست. شغل عمدهٔ سکنه گله داری و زراعت می باشد. راههای دهستان مالرو و صعب العبور است و تاکنون اتومبیل به این دهستان نبرده اند. این دهستان از ۲۸ آبادی تشکیل شده و سکنهٔ آن در حدود ۷هزار نفر و قراء مهم آن بشرح زیر است: بست، مولان آباد، درمویان، ماهیدر، شیخ، قشلاق، مله، خورخوره. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ خُرْ خُ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیلتان شهرستان بیجار، واقع در ۴۵هزارگزی جنوب حسن آبادسوگند و ۵هزارگزی جنوب رودخانهٔ قزل اوزن. ده مزبور کوهستانی و سردسیر و با ۴۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی و راه مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ خُرْ خُ رَ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان خورخوره از بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۶۰هزارگزی شمال باختری دیواندره و بیست هزارگزی جنوب شوسهٔ دیواندره به سقز. این ده کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۷۰ تن سکنه می باشد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و ارزن و لبنیات و شغل اهالی زراعت و راه تا جاده مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ خُرْ خُ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرویران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۲۷۵۰۰ گزی شمال مهاباد و ۷هزارگزی خاور شوسهٔ مهاباد به ارومیه. این ده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ۲۶۹ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ مهاباد و چشمه و محصول آن غلات و توتون و چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی جاجیم بافی و راه مالرو می باشد و یک باب دبستان در آنجا وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ خُرْ خُ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گورک بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در پنجاه وهشت هزارگزی جنوب مهاباد و بیست هزارگزی خاور شوسهٔ مهاباد به سردشت. این ده کوهستانی و سردسیر با ۳۵۰ تن سکنه است. آب آن از رود خورخوره و محصول آن غلات و توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی جاجیم بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید