معنی خود داشتن
10 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ تَ ] (مص مرکب) کفّ نفس کردن. حفظ خود کردن. مواظب خود بودن. دم نزدن. بیخود سخن نگفتن. (یادداشت بخط مؤلف): اگر خود بدارند با خویشتن بزرگان که باشند از آن انجمن.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خود داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر