معنی خودپسند
5 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ پَ سَ ] (نف مرکب) کسی که شخص خود را می پسندد و ازخودراضی است. متکبر. مغرور. بی فایده مغرور. (ناظم الاطباء). معجب. (یادداشت بخط مؤلف): ندانستی ای کودک خودپسند که مردان ز خدمت بجایی رسند.سعدی. جز این علتش نیست کآن خودپسند حسد دیدهٔ نیک بینش بکند.سعدی. گر جلوه مینمائی و گر طعنه می زنی ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند.حافظ. - امثال: خودپسند خداپسند نبود. (از جامع التمثیل). خودپسند خلق پسند نیست.
کلمات همقافیه با «خودپسند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر