معنی خودداری کردن
5 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ کَ دَ ] (مص مرکب) کفّ نفس کردن. || تحفظ. احتراس. حفظ کردن. || امساک کردن. || احتماء. || تعفف. ورع ورزیدن. (یادداشت بخط مؤلف). - خودداری کردن از؛ شکیبیدن از. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خودداری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر