معنی خودداری
6 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ ] (حامص مرکب) کفّ نفس. خویشتن داری. || تحفظ. احتراس. (یادداشت بخط مؤلف). || صبر. شکیبائی. بردباری. تحمل. (ناظم الاطباء). || پرهیز. احتماء. (یادداشت بخط مؤلف). - خودداری از طعام؛ پرهیز از غذا. پرهیز از طعام. امساک از طعام. || عفاف. ورع. عفت. تعفف. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خودداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر