معنی خوث
8 بازدید
[ خَ وَ ] (ع مص) فروهشته شدن شکم. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). منه: خوث البطن. || ممتلی شدن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). منه: خوث فلان؛ ای ممتلی شد فلان یعنی از طعام و شراب. || الفت گرفتن. مأنوس شدن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). منه: خوث به؛ ای الفت گرفت به او و مأنوس شد. || فروهشته شدن شکم آن مرد، منه: خوث الرجل.
کلمات همقافیه با «خوث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر