معنی خوب و بد کردن
7 بازدید
[ بُ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) گزیدن. به گزینی کردن. انتخاب کردن. اختیار. اجتباء. گزیدن خوبها و رد کردن بدها. غث و سمین کردن. جید را از ردی جدا کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوب و بد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر