معنی خوبشدنی
5 بازدید
[ شُ دَ ] (ص لیاقت) قابل معالجه. شفایافتنی. قابل علاج. علاج پذیر. علاج پذیرفتنی. درمان پذیر. || چاره پذیر.
کلمات همقافیه با «خوبشدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر